براي تو اي مهربان...

سلام اين شعرو تقديم ميكنم به فرشته مهربونم وقتي تو نيستي: وقتي تو نيستي،گم ميشه افتاب@خاكستر ميشه حرير مهتاب/ از رفتنت من، پر ميشم از شب@شب دلهره،شب اضطراب/ وقتي تو نيستي،دنيا شب ميشه@شب از دل من،شب تا هميشه/ بي توهرنفس،تكرارترسه@ لحظه لحظه نيست،نبض تشويشه/ بي تو نه صدامونده نه اواز@ نه اشك غزل،نه ناله ساز/ بالي اگه هست ازجنس كوهه@از جنس خاك و حسرت پرواز

عاشقان عیدتان مبارک باد

مهدیا نیست مرا طاقت تاخیر بیا

فرصتی نیست بر این شب زده پیر بیا

افتابی به لب بام و جهان ظلمانی

همه جا گشته سیه نور فراگیر بیا

...

مهر و سجاده و تسبیح و مناجات و دعا

پرده شد بر گنه و الت تزویر بیا

...

سلام

عیدتون مبارک.

شعر بالارو خیلی وقت پیش گفتم اما یه قسمتاشو یادم رفته البته شاید هم قبلا توی همین وبلاگ گداشته باشم اما یادم رفته!!!!

التماس دعا

خداحافظ

الان یادم اومد

قبلا نوشتم البته اونجا هم کامل ننوشتم

شاید یه روز به همین زودی ها وقتی که انتظارمون تموم شده بود٫ دوباره به همین وبلاگ بیامو متن کاملشو بنویسم

برامون دعا کنین که مشمول لطف اقامون بشیم

ما هم اره!!!!  متاهل شدیم

سلام

بازم

سلام

بلاخره من هم متاهل شدم(سیزدهم تیرماه یکهزارو سیصدو هشتاد و نه). خوب تبریک بگین دیگه, این شتریه که روی همه می خوابه و  امیدوارم در خونه همه تون بخوابه.(در ضمن دوستانی که نتونستن کادو عقد بفرستن هماهنگ کنن تا شماره حساب بدم خشکه حساب می کنیم و باهاشون راه میایم)

راستش الان که دارم می نویسم تنهام, توی بندر, شهری که دختراش خوش چش و ابرون!! البته امیدوارم عیال مربوطه این مطلبو نخونه وگرنه به جرم چشم چرانی تا اطلاع ثانوی ممنوع الزندگی میشم.

الان بعد از ظهر جمعه اول مرداد 1389 و هفته قبل توی همین ساعات تنها توی مسیر ایالت زنجان به تهران بودم.

حرف خاصی برای گفتن ندارم فقط امیدوارم موفق و موید باشین